تیرماه بودو دوره اموزشی سربازی پسر بزرگم شروع شده بود هفته اول رفت و وقتی امد چه حالی پیدا کرده بود می دونستم می تونه خودش رو با محیط سازگار کنه امابا جثه ضعیفش گرما و زیر افتاب بودن برایش سخت بود

کاری که می تونستم براش بکنم این بود که از نظر غذایی و داروهای تقویتی به او برسم ٬ توی ظرفهای نوشابه اب می گذاشتم یخ می زد یک روز در میان باباش می رفت به او سر می زد و برایش چیزهایی که می خواست می برد تا دو ماه اموزشی تموم شد

یکی از کارهایی که کرده بودم خاکشیر را شستم و گذاشتم خشک شد اول جلوی پنکه تا وقتی خیس بود و بعد توی افتاب این کار با اینکه سخت بود ارزش داشت وقتی خشک انرا توی یک ظرف کوچک براش ریختم و انجا می خورد این کار باعث می شد گرما زده نشه