آرمیتا تازه اسمم را یاد گرفته و هر بار با شیرین زبونی عمه سهیلا صدایم می کند . امشب چه بزرگ و سنگین بود لفظ عمه خانم که بابا چند بار تکرار کرد تا آرمیتا به من بگه و نگذاشتم