موقع انتخاب خونه روی شماره ثبت نام توی تعاونی می تونستیم خونه رو انتخاب کنیم من که خونه های شمالی رو دوست نداشتم به خاطر اینکه بیشتر احساس تنهایی می کردم و وقتی هم رفتیم خونه انتخاب کنیم اصلا خونه شمالی نبود چون نفرات اخر بودیم شوهرم می گفت نفر نهم تعاونی بوده و وقتی گفته بودن که دولت به مجردها خونه نمی ده پولش رو پس داده بودن او هم به محض ازدواج رفته بوده باز اسمش رو نوشته بوده که شده بوده نفر نودو دوم
یکی از خونه های جنوبی را انتخاب کردیم من از اینکه اشپزخانه به طرف خیابان بود دوست داشتم و رفت و امد مردم باعث می شد احساس تنهایی نکنم از طرفی هم که رو به حیاط بود درختهایی که کاشته بودیم باعث شده بود منظره زیبایی از توی اتاق دیده بشه
سه تا درخت گیلاس توی حیاط از وقتی شکوفه می دادند تا میوه دادن انها هر کدوم قشنگی خودش رو داشت یکی از درختها گیلاس های زرد و قرمز می داد و به صورت خوشه ای و دو تا درخت دیگه گیلاس های قرمز درشت ٬وقتی انها می رسیدند برای مصرف خودمان زیاد بودند و از اینکه همسایه ها و فامیل ها هم از انها مصرف کنند احساس رضایت می کردیم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:42 توسط سهیلا
|