دانه های درشت بارون به شیشه ماشین می خورد ٬بعضی از مردم جاهایی قرار گرفته بودند تا کمتر خیس شوند و بعضی زیر بارون راه می رفتند و سرتا پا خیس شده بودند از ماشین پیاده شدم تا هم خرید کنم و هم از تنفس زیر بارون بی نصیب نمونم به راستی بهار بود یا تابستان ؟ بهار یا تابستان فرقی نمی کرد نعمتی بود الهی که تمام شهر را در بر گرفته بود
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 23:54 توسط سهیلا
|