وقتی برای دیدن پسرخواهرم رفته بودم او را برده بودند خانه بابا تا نفرات بیشتری بتوانند از او مراقبت کنند اثر بی خوابی و خستگی را میشد توی همه شون دید الا پسرخواهرم که چیزهایی می خواست و برایش تهیه کرده بودند مثل خرید لب تاب تا سرگرم شود و داد و فریاد نکند و به خودش و بقیه اسیب نزند