بستن زانوی شتر
قافله چندین ساعت راه رفته بود.آثار خستگی در سواران و در مركب ها پدید گشته بود.همینكه به به منزلی رسیدند كه آن جا آبی بود ، قافله فرود آمد.رسول اكرم(صلی الله و علیه و آله ای وصلم) نیز كه همراه قافله بود شتر خویش را خوابانید و پیاده شد.قبل از همه چیز، همه در فكر بودند كه خود را به آب برسانند و مقدمات نماز را فراهم كنند. رسول اكرم (صلی الله و علیه و آله ای وصلم)بعد از آنكه پیاده شد،به آن سو كه آب بود روان شد،ولی بعد از آن كه مقداری رفت ،بدون آن كه با احدی سخن بگوید به طرف مركب خویش بازگشت.اصحاب و یاران با تعجب با خود می گفتند آیا اینجا را برای فرود آمدن نپسندیده است؟ و می خواهد فرمان حركت بدهد؟ چشم ها مراقب و گوش ها منتظر شنیدن فرمان بود.تعجب جمعیت هنگامی زیاد شد كه دیدند همین كه به شتر خود رسید، زانوبند را برداشت و زانو های شتر را بست و دوباره به سوی مقصد اولی خویش روان شد. فریاد ها از اطراف بلند شد:{ای رسول خدا ! چرا مارا فرمان ندادی كه این كار را برایت بكنیم؟ و به خودت زحمت دادی و برگشتی؟ ما كه با كمال افتخار برای انجام این خدمت آماده بودیم}در جواب آن ها فرمود:{هرگز از دیگران در كارهای خود كمك نخواهید،و به دیگران اتكا نكنید ولو برای یك قطعه چوب مسواك باشد}
داستان راستان/استاد مطهری
شادابی و خستگی اثراتی دارد که در ظاهر نمایان می شود
آب حیات بخش است وجایی که آب یافت شود محلی برای انرژی گرفتن و تازه شدن روح و جسم است
پیامبر صلی الله علیه و آله همراه مردم و در کنار انها به سفر می رفته است
رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله گاه باعث تعجب اطرافیان می شده است
رسیدگی پیامبر صلی الله علیه و آله از اشیاء و حیوانهایی که در اختیار داشته مشهود بوده است
فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله بر خواست اصحاب و یاران اولی بوده است
پیامبر صلی الله علیه و آله کارهای شخصی خود را خودشان انجام می داده اند
پیامبر صلی الله علیه و آله به خود تکیه می کرده و در کارهای شخصی از کسی کمک نمی گرفته است
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 12:18 توسط سهیلا
|