انقدر تصویر ذهنی ام واضح و روشن بود که شک کردم واقعیت کدام بود انکه از کنار ماشینی که در یک لحظه راننده اش در را باز کرد و داشت پیاده می شد گذشته بودیم یا انکه با درب ماشین برخورد کرده بودیم 

جدیدا شوهرم توی اتوبان یا خیابان های خلوت نزدیک ماشین هایی که ایستاده اند می شود و بعد با همان سرعت  از کنارشان با فاصله کم رد می شود ٬ چیزی نمانده بود که امشب این کارش باعث تصادف شود و به موقع توانسته بود از کنار ماشین رد شود