یکبار که ایستاده بودم و منتظر تاکسی بودم دو تا معلم از مدرسه بیرون امدند و به طرف ماشین پارک شده رفتند یکی از عوض کردن لاستیک ماشینش می گفت که می خواست خودش انجام دهد و دیگری از اینکه اقایی را صدا کنند که برایشان این کار را انجام بده و اولی دست به کار شد و شروع به عوض کردن لاستیک کرد من که این کار را مردانه می دانستم برایم حرفهای انها جالب بود بعد متوجه شدم  بعضی از کارها را که مردانه می دانیم قلق کار را بلد بودن می تواند سهم زیادی در انجام دادن أن داشته باشد