وارد وب لاگ که می شم و می خوام چیزی بنویسم کلید مطلب جدید را می زنم و صفحه کوچکی باز می شود که از کل صفحه کوچکتر است انگار تمام چیزهایی که در ذهنم بوده با هم قاطی می شوند از چی بنویسم و چطور بنویسم چه کلماتی را استفاده کنم و چه نتیجه ای می خواهم از نوشته ام بگیرم ؟ پرداختن به اینها گاه مانعی می شود برای نوشتنم هر کدام از چیزهایی که از صبح تا شب دیده ام یا شنیده ام و خوانده ام و فکر و احساسم ٬همین طور عمل و عکس العملهایم در برابر هر یک می تواند در قالبی از نوشته ام بیاید که خودم را به خودم نشان می دهد و گاه غبطه می خورم به کسانی که ساده زیبا و پر مفهوم می نویسند
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 23:58 توسط سهیلا
|