توی تاریکی نشسته بودم جلوی کامپیوتر و کارم را انجام می دادم چشمانم اذیت شده بود لحظه ای به خودم امدم چه راحت قبول کرده بودم که چراغ اتاق را خاموش کنند در حالی که روشن بودنش کسی را اذیت نمی کرد و چراغ را روشن کردم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:57 توسط سهیلا
|