چند سال پیش وقتی سحر خواب مونده بودم و همه مان بی سحری روزه گرفته بودیم برای من سخت بود با اینکه روزها هم کوتاه بود روز وقتی کارهایم را انجام دادم رفتم پشت کامپیوتر نشستم هیچ کس خانه نبود من هم که به اندازه خاموش و روشن کردن کامپیوتر و استفاده از سی دی هایی که می خواستم یاد گرفته بودم کامپیوتر را روشن کردم و شروع به خواندن تفسیر جامع کردم ایه ای انتخاب می کردم و تفسیرهای مختلف را نگاه می کردم و می خواندم این کاری بود که از استادمان یاد گرفته بودم و چند وقت بود انجام می دادم اون روز نه تنها از بی سحری روزه گرفتن اذیت نشده بودم که متوجه گذر زمان هم نشده بودم