دیشب وقتی در به طرف حیاط باز بود و نسیم خنکی اتاق را مطبوع کرده بود ٬صدای خواندن دعای جوشن کبیر می امد و من که نیازم خواندن قرآن بود شروع به خواندن قرآن کردم که انرا نه برای یک شب یا یک ماه که برای تمامی لحظه هایم می خواهم و می خوانم
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 23:56 توسط سهیلا
|