دوستم شروع کرده بود به تهیه جهیزیه برای دخترش که خواستگاران زیادی داشت من هم از اینکه بتوانم کمکی به انها بکنم لذت می بردم برای همین تکه دوزی های وسائل اشپزخانه را به عهده گرفتم دخترش که هم استعداد زیادی داشت و هم علاقه داشت به خیاطی کردن ٬وسائل را اماده می کرد تا من راحت تر بتوانم تکه دوزی ها را انجام دهم معمولا صبح تا ظهر به کارها می رسیدم و بعد از ظهر ها می امد و مشغول خیاطی می شدیم

سرویس اشپزخانه که تمام شد بقیه دوختنی ها را هم کمکشان کردم و همین راضی ام می کرد که هم خودم بیکار نبودم و هم برای انها می توانستم کاری انجام دهم