دیروز وقتی پسر کوچکم به پدرش گفت می خواهد با دوستانش به شمال برود او تنها چیزی که گفت این بود که چند روزه می رود
کاری که قبلا من اجازه نمی دادم و نمی گفت چون طوری برنامه ریزی می کردم که همه با هم برویم و او نتواند با دوستانش جایی برود و الان می داند چیزی نمی گویم تا خودش انتخاب کند
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 23:36 توسط سهیلا
|