رفته بودیم فریدن ٬برای خانه ها لوله کشی اب کرده بودند و زنها از اینکه بروند لب چشمه بخواهند لباس و ظرف بشویند راحت شده بودند ٬تنها اب خوردن را از لب چشمه می اوردند شیر آب داخل حیاط بود بدون اینکه دور و برش مناسب باشد به یکی از زنها گفتم چرا از شوهرش نمی خواهد اطراف شیر اب را برایش درست کند تا اذیت نشود وقتی دیدم می گوید انها گوش نمی دهند با اجرها و سنگهایی که داخل حیاط بود اطراف شیراب را درست کردم و استفاده از انجا راحت شده بود بی خیالی انها را نمی تونستم تحمل کنم وقتی می شد کاری کرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 1:28 توسط سهیلا
|